یکی دیگه

یکی از هم جریانی ها

چرا چرند

۵ دیدگاه

گویا زندگى بسیار نامفهوم و بی ارزش و پوچ گشته و من در میان بى کرانى از هیچ سرگردانم.
زمان هم چیزى جز دو عقربه و چند خط روی کاغذ نیست.
آینده انگار جایگزینى براى کمال شده است و همه خوبى ها قرار است در آن محالِ گریزپا رخ دهد.
اکنون غرق در  دریاى طوفانى افکار خویش هیچ چیز را پیدا نمیکنم که نجات بخش این موجود ضعیف و ناتوان و بی ارزش باشد.
چون کودکى شش ساله بر تکه چوبى شناور در میان اقیانوسى بی انتها، هر ثانیه بیشتر گم میشوم.
و من میدانم که هیچم اما نمیدانم که چرا همه را میطلبم و نمیدانم که چطور همه را میطلبم.

حقیقت

۱ دیدگاه

انسان از اصل خود خیلی دور شده و به سمت پوچی پیش میره.
انسانی که نه در زمان و نه در مکان نسبت به دنیا هیچ نیست.

بر تمام جهان ادعای مالکیت میکند.
تلاش میکند خود را از تمام جانداران متمایز و برتر نشان دهد.

کوتاه

۶ دیدگاه

از مهمترین دلایلی که جدیدا کمتر مینویسم، توییتری شدن مطالب توی ذهنمه.
احساس میکنم که دیگه نیازی نیست که مطلبی رو توضیح بدم یا بخوام دربارش از تمثیل یا داستانی شبیه به یک قضیه یا اینجوری چیزها استفاده کنم.
گاهی اوقات فکر میکنم که چطور قبلا فقط برای یک کلمه میتونستم چند صفحه بنویسم.

سفید

۰ دیدگاه

اطراف را که نگاه میکرد ھیچ نمیدید
ھرچند تعریفی که از ھیچ داشت متفاوت بود برایش ھیچ واقعا ھیچ بود اگر حرفش میشد احتمالا ھیچ
سیاه میبود.

روان پژوه و بدترین نویسنده این حوالی ام
دل به آفتابگردان دادم و
خاطرات بودنم را مینویسم
هرچه باعث شود بیاندیشم را دوست دارم
فرزند قرن چهاردهمم و
شطرنج را هم دوست دارم
yekidie