یکی دیگه

یکی از هم جریانی ها

آپارتمان شماره هفده

۶ دیدگاه

به عنوان اولین داستان کوتاهی که نوشتم، تا میتونید نقدش کنید و ایراد بگیرید. اصلا سعی کنید کاری کنید که دیگه از این کار ها نکنم و برم بشینم آتاری بازی کنم.
البته باید بگم از تاریخ تولیدش یه مدتی میگذره! و یک سری تجربیات اندکی درباره ایرادات کلی مثل (...) به دست آوردم.
داخل پرانتز؟ نه دیگه داخل پرانتز میشه ایراد های داستان و فکر میکنم قبل از اینکه داستان را بخونید، نباید رفتار مازوخیستی از خودم نشون بدم!
----

پیراشکی های با تو

۱۱ دیدگاه

داخل راهروی دانشگاه روی تنها صندلی انتهای راهرو نشستم و همینطور که به درب خروجی ساختمان و حیاط جلویش خیره شده بودم، با لیوان کاغذی که تا همین چند دقیقه پیش پر از نسکافه بود بازی میکنم.
ساعت شش عصر بود و فقط کلاس های ساعت آخر دانشگاه برقرار بود.

روان پژوه و بدترین نویسنده این حوالی ام
دل به آفتابگردان دادم و
خاطرات بودنم را مینویسم
هرچه باعث شود بیاندیشم را دوست دارم
فرزند قرن چهاردهمم و
شطرنج را هم دوست دارم
yekidie