یکی دیگه

یکی از هم جریانی ها

کوتاه

از مهمترین دلایلی که جدیدا کمتر مینویسم، توییتری شدن مطالب توی ذهنمه.
احساس میکنم که دیگه نیازی نیست که مطلبی رو توضیح بدم یا بخوام دربارش از تمثیل یا داستانی شبیه به یک قضیه یا اینجوری چیزها استفاده کنم.
گاهی اوقات فکر میکنم که چطور قبلا فقط برای یک کلمه میتونستم چند صفحه بنویسم.
البنه منظورم این نیست که الان نمیشه نوشت و هنوز هم سر اون حرفم هستم که میگفتم برای رشد کردن باید نوشت.
منظورم اینه که حس میکنم نمیتونم کسی رو پیدا کتم که مخاطب قرارش بدم.
نوشته های شخصیم هم که مینوشتم و همیشه مخاطبم خوده آینده ام بود، برام دیگه جذاب نیست. در واقع حتی دیگه نمیخوام خودم رو مخاطب قرار بدم.
گاهی اوقات بهترین راه سکوته.
البته که توی اعماق ذهنم یک خاطراتی دارم از جملات خودم که میگفتم: سکوت همیشه یک از جذاب ترین انتخاب هام بوده اما نه موقع نوشتن. چون فکر میکنم در مقابل انسان ها باید سکوت کرد و فقط دریافت کرد و وقتی تنها شدی و تونستی همه چیز رو به خوبی تحلیل کنی، میتونی اون سکوت رو بشکنی و بنویسیش.
نویسنده اگر لال هم باشد، ساکت نمیماند...

soofi ae
۱۰ تیر ۲۳:۵۳
دیگه..
soofi ae
۰۹ تیر ۲۲:۳۹
کاش باشد..

پاسخ :

چی باشد؟

Sepideh Adliepour
۰۱ تیر ۱۷:۵۲
همه ی آدم ها نیاز دارند به اینکه یک نفر باشد و آنها را بفهمد!
فهمیدن سخت است
خیلی سخت
شاید از مهم ترین دلایلی که باعث می‌شود انسان به جای آدم های اطرافش به قلم ها و کاغذ هایش پناه ببرد
عدم درک آنهاست!
جالب است که ما آدم ها حتی گاهی خودمان هم خودمان را نمی فهمیم!
به هر حال داشتن کسی که فردی را بهتر از خودش بفهمد نعمتی ست که انگار قرار نیست شامل حال همه مان شود.

پاسخ :

کاش باشد...
soofi ae
۳۰ خرداد ۱۴:۲۶
مارا مخاطب قراربده...
⛩ 𝒜𝒻𝓈𝒽𝒾𝓃
۲۹ خرداد ۱۷:۵۰
راس میگی من چرا اشتبا خوندم :|
⛩ 𝒜𝒻𝓈𝒽𝒾𝓃
۲۹ خرداد ۰۰:۰۰
یکیده یعنی چی؟ 😅 اسم بلاگتو میگم

پاسخ :

یی دیگه بوده در واقع...
طی موقعیت هایی تغیر کرده شده یکی دیه!
که اون دیه اخرش به انگلیسی همون die هم معنی میده
و...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
روان پژوه و بدترین نویسنده این حوالی ام
دل به آفتابگردان دادم و
خاطرات بودنم را مینویسم
هرچه باعث شود بیاندیشم را دوست دارم
فرزند قرن چهاردهمم و
شطرنج را هم دوست دارم
yekidie