یکی دیگه

یکی از هم جریانی ها

ملخ ها

میخواهم غمگین باشم

شبانگاه

زیر نورماه کامل

درمزرعه

میان هجوم ملخ ها

برقصم

به هیچ نیاندیشم

به رفتنت

به آمدنت

به بودن و نبودن

اگر میشد هرشب پیش از خواب

گلوله اى بر سر خود شلیک میکردم

شاید فردا جایى دیگر بودم

دور از این ملخ ها

آتش میزنم

مزرعه، ملخ ها و من

غزاله سروانی
۱۲ دی ۰۹:۲۵

خیلی خوب بود جدن.دلم خواست منم اون گلوله رو هر شب قبل از خواب به خودم شلیک می‌کردم.کاش میشد:)

پاسخ :

آدم وقتی به مردن و دوباره زنده شدن فکر میکنه، امروز یاده فریز کردن افراد میوفته تا بعدا بیدار بشن...
soofi ae
۱۲ دی ۰۸:۴۹

-_-

پاسخ :

چیست؟
همین که هست P:
🌱...Masoumeh ...🌱
۱۲ دی ۰۷:۳۱

به رفتنت ..

تلخ ترین جمله دنیا 

پاسخ :

کاش از اول نبود
Harold
۱۲ دی ۰۰:۰۲

خیلى عجیب و عالى بود

حیف که غمگین

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
روان پژوه و بدترین نویسنده این حوالی ام
دل به آفتابگردان دادم و
خاطرات بودنم را مینویسم
هرچه باعث شود بیاندیشم را دوست دارم
فرزند قرن چهاردهمم و
شطرنج را هم دوست دارم
yekidie