یکی دیگه

یکی از هم جریانی ها

گشتن

شاید بارها این داستان کوتاه را شنیده باشید.
داستان مردی که زیر چراغی توی کوچه درحال گشتن به دنبال چیزی بود. مردی به او رسید و پرسید به دنبال چه میگردی؟ مرد درحال گشتن پاسخ داد به دنبال کلیدم هستم. مرد دیگر پرسید آنرا کجا گم کردی؟ دیگری گفت در زیرزمین خانه ام! وقتی مرد پرسید که خب چرا اینجا را میگردی، گفت چون اینجا نور هست در زیرزمین که نور نیست.

داستان ما هم خیلی وقت ها همینطوره.
در مسیر اشتباهی از زندگی قرار میگیریم و به شکل اشتباهی به دنبال حقیقت میگردیم. کمال ما اشتباهی شده و جای اشتباهی تلاش میکنیم.

گاهی با خودم میگم کاش نویسنده بودم تا شاید بعضی از جمله هام رو با هم نشر میکردن و شاید تاثیری داشت. بعد با خودم میگم که قبل از تو هم کسایی بودن که نوشتن و اصلا به نوشته های تو نیازی نیست و اصلا این جماعت کمک لازم ندارند.
همه مسیر مشخص و حقیقت قابل دسترس است.
من هنوز هم نمیدونم چطور باید جمله هام رو کامل کنم و وقتی به فعل جمله میرسم، درباره اینکه آیا بنویسم "است" یا فرمت کلی جمله رو عوض کنم تا به "است" نرسم دچار مشکل میشم. حتی درباره "را" نوشتن یا ننوشتن!
اصلا از ایرادات نگارشی خودم که بگذریم، یکی از سخت ترین ایراداتی که به خودم میگیریم اینه که اصلا چرا توی موضوع مورد بحث خودت باقی نمیمونی و سریع دور میشی؟
راستش تنها دلیل که این متن رو نوشتم این بود که این جمله رو تهش بگم:

ریشه ها به سمت نور نمیرن؛ اونها به عمق میرن.

Sepideh Adliepour
۲۵ مرداد ۲۰:۰۷
در واقع شما نویسنده هستید
باید بگم کاش خودتون رو به عنوان یه نویسنده می پذیرفتید
سین دال
۲۵ مرداد ۱۸:۵۸
سوال خوبیه
سوال من هم هست در واقع
ولی متاسفانه جواب خوبی براش ندارم!

پاسخ :

فکر کنم همونطور که تولستوی تو کتاب چه باید کرد، نقل قول کرد که هرکس لباس اضافه ای داره به کسی که لباسی نداره بده...
الان هم باید هرکس چیزی برای گفتن داره به کسی که چیزی برای گفتن نداره بده!
سین دال
۲۵ مرداد ۱۷:۳۶
وب نویسی هم یک جور نویسندگیه
برای اینطور نوشته ها خیلی هم خوبه
تاثیر هم میزاره قطعا
مشکل اینه که کسی وب نمیخونه و باید یه کاری برای تشویق و هدایت مردم به این سمت انجام بدیم

پاسخ :

چه باید کرد؟!
soofi ae
۲۵ مرداد ۱۴:۳۱
ریشه ها به عمق میرن!
باید طلا گرفتتش:)
واینکه من اینو بهت میگم
گوش کن:
تو نویسنده هستی
ونویسنده خواهی شد🤷‍♀️

پاسخ :

گل
Sepideh Adliepour
۲۵ مرداد ۱۲:۲۲
کاش نویسنده بودید.

پاسخ :

اون وقت میگفتم که نویسندگی سخت نیست!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
روان پژوه و بدترین نویسنده این حوالی ام
دل به آفتابگردان دادم و
خاطرات بودنم را مینویسم
هرچه باعث شود بیاندیشم را دوست دارم
فرزند قرن چهاردهمم و
شطرنج را هم دوست دارم
yekidie