یکی دیگه

یکی از هم جریانی ها

مرحله بعد، مجازی

فکر میکنم تقریبا همه دانشجوهای هم دوره خودم با من هم نظر باشند که هرچه درس به نظر کم اهمیت تر و غیر مرتبط تر با رشته تحصیلی باشد، اساتیدش آن را جدی تر میگیرند و چند برابر دروس تخصصی، کار و تحقیق و بحث و جدل برایتان میسازند.
این ترم آخری یک از درس های معارف به تنهایی به اندازه سه تا از دروس تخصصی امان از ما کار خواست. از اینها که بگذریم همان استاد از ما خواست تا چند خطی درباره تجربه آموزش مجازی بنویسیم. من هم گفتم "حالا چهار پنج خطی مینویسم دیگه کاری نداره که!"
آخرش شد این:

نزدیک به دو سال است که با شیوع یک بیماری همه­گیر، زندگی های ما دستخوش تغییرات متعددی شده و شرایط زیست و رفتار ما را تحت تاثیر قرار داده است. انسان به لحاظ فیزیکی موجود ضعیفی است؛ نه سرعت و چابکی دارد نه پوست و  مویی سخت و نه دندان و چنگال که بتواند در میان باقی موجودات زنده بماند و به این که هست برسد. تنها به کمک توان فکر و اندیشه اش توانسته تا به امروز دوام آورده و البته بر زمین حکمرانی کند. حال اما بار دیگر این قدرت و جایگاه انسان مورد آزمایش قرار گرفته و لازم است با رفتار هوشمندانه خود را از این شرایط بیرون بیاورد. یک ویروس هنوز آنقدر قوی نبوده که بتواند جایگاه ما را کاملا متزلزل کند اما مجبورمان کرده تا برای حفظ بقایمان  تغییراتی در شیوه زندگی خود بدهیم.
همانطور که گفته شد، توانمندی ذهنی بشر است که او را تا به امروز زنده نگاه داشته و طبیعی است که یکی از مهمترین تلاش هایش برای حفظ بقا، محافظت از همان توانمندی ذهنی باشد. حال انسانی که عمرش به صد سال نمیکشد، مجموعه ای عظیم از اطلاعات را که در عمر خویش کسب کرده را به نسل بعد از خود میدهد تا مجبور نباشند دوباره از ابتدا همه آن تجربیات را کسب کنند. آخر اگر اینطور بود که دیگر انسان امروزی به اینجا نمیرسید. حداکثر توان پیشرفتش در حد همان پیشرفتی است که یک نفر میتواند از غار بیرون بیاید و آتش را کشف و کنترل کند. حتی شاید وقت این را هم به دست نیاورد که روی آتش غذایی درست کند. چون احتمالا تمام زمانش را باید برای پیدا کردن سنگ مناسب برای روشن کردن آتش بگذراند. پس لازمه این پیشرفت یادگیری است و انسان امروز هم موظف است این مسیر رشد و کمال انسان را هموار کرده و مدام قدمی به جلو بردارد.
این مسئله آنقدر مهم بوده که در طول تاریخ اگر کسی چیزی کشف میکرد اما کسی کنارش نبود تا آنرا به او انتقال دهد، حتما آنرا یا روی دیوار غارش نقاشی میکرد یا بعدتر روی کاغذی مینوشت و در نهایت کتابش میکرد و خیال خودش را راحت میکرد که تا چندین نسل بعدش را از آن کشف با خبر کرده است. حالا ماییم و چندین و چند هزار سال کشفیات بشری که باید در همین عمر کوتاه دریافت کنیم و احتمالا چیزی به آن اضافه کنیم و به نسل بعد بسپاریمش.  پس مسئولیت ها را تقسیم میکنیم که هرکس بخشی از آن کتاب ها و دانش ها را بخواند و فرا بگیرد و نه به یک نفر بلکه به صدها نفر دیگر بیاموزد. اینطور بود که معلم ها آفریده شدند! معلم ها وظیفه داشتند آموزش دهند و وظیفه انسانی هر فرد هم آن بود که بیاموزد.

همه­مان یادمان هست برف که می­آمد، شب همه ساعت اخبار را گوش میدادیم که شاید بشنویم فردا مدرسه تعطیل است و از زیر بار این مسئولیت انسانی­مان در برویم و راحت بگیریم بخوابیم. اما این انسان نمی­تواند بیش از حد از وظیفه اش دور شود. همانطور که اول مهر را بعد از چند ماه دور بودن از مدرسه، با شوق دوباره شروع میکردیم. حال که نمی­شود معلم و شاگرد کنار هم باشند و شرط بقا دوری است، پس باید از تمام توانمان استفاده کنیم تا دوباره از چالش جدید طبیعت پیروز بیرون بیاییم. طبیعی است که بگوییم هرکه توانست ابزار های ارتباطی بهتری بسازد و این مرحله را از سر بگذراند، حتما از دیگران جلو می­افتد و میتوان آن را نسخه تکامل یافته نوع بشر خطاب کرد. میشود معلم ها و دانش آموز ها همه روی پشت بام ها بروند و آتش روشن کنند و به کمک علامت دادن با دود تدریس کنند که البته این به نظر قدمی به عقب است. پس باید از به روز ترین توانایی های خود استفاده کرد تا از غافله عقب نماند.

شاید آموزش مجازی، جبری بود که از سوی طبیعت به ما اعمال شد و باعث اختلالی در فرایند آموزش شد. اما خود دستاورد هایی داشت که احتمالا اگر نیاز پیدا نمیکردیم تا سالها به آن دست پیدا نمیکردیم. خیلی از کسانی که تا به حال از گوشی هوشمند استفاده نکرده بودند مجبور شدند استفاده از آن را یاد بگیرند و در طرف دیگر هم مراکز آموزشی و دانشگاه ها هم مجبور شدند شرایط را برای ارائه آموزش مجازی فراهم کنند و دولت و مسئولین مربوطه هم مجبور شدند توجه ویژه ای به حوزه ارتباطات کنند و از نبود زیرساخت ها آگاه شدند و تا حدی برای حل مشکلات قدمی برداشتند. آموزش مجازی فاصله ها را کمتر کرد و باعث شد تا از زمان بیشتری برای یادگیری استفاده کنیم. دانشجو ها تعداد بیشتری واحد درسی برمیداشتند و دانشگاه ها ظرفیت کلاس ها را دوبرابر میکردند و آنها که نگران مسیر رفت و آمد بودند دیگر بدون هیچ نگرانی در اتاقشان با لباس خواب مینشستند و لیوان چای و بیسکوئیت کنار دستشان میگذاشتند و  سر کلاس میرفتند. حتی خیلی های دیگر که شاغل بودند هم یک گوشی در گوش خود میگذاشتند و همزمان کار میکردند و کلاس درسشان را هم شرکت میکردند. این یعنی ما همزمان هم نیروی کار را داشتیم و هم دانشجو! امروز هم که مردم به آموزش مجازی کم و بیش عادت کرده­اند و در سر دارند که حتی پس از برطرف شدن مشکلمان با بیماری نگهش دارند و بیشتر از این قابلیت استفاده کنند. آخر غیر از اساتید و دانشجو، برای مراکز آموزشی هم مزیت هایی دارد. آموزش مجازی دیگر هیچ مکان فیزیکی نیاز ندارد و وقتی همه دانشجو ها در خانه باشند پس هزینه هایی که فراهم آوردن مکان آموزشی دارد اعم از نظافت و مصرف آب و گاز و برق، کاهش میابد. و البته برای محیط زیست هم بهتر است چون احتمالا کاغذ و لوازم­التحریر کمتری مصرف میشود و همانقدر که رفت و برگشت کمتر است، طبعا مصرف سوخت کمتری هم خواهیم داشت.

اما سوال اساسی آن است که آیا ما توانسته ایم به مرحله ای از تکامل برسیم تا بتوانیم از تمامی این مزیت های آموزش مجازی استفاده کنیم؟

تجربه­ی بودن در این شرایط به ما نشان داد که ما با دو مسئله روبرو هستیم اولین مسئله توانایی و قابلیت هایی که باید به دست می­آوردیم تا از تمام ظرفیت های مثبت آموزش مجازی استفاده کنیم و دومین مسئله مربوط میشود به معایب بالقوه و ضعف­های آموزش مجازی که احتمالا ارتباطی با به دست آوردن زیرساخت ها و توانمندی ها ندارد.
تلاش برای رعایت عدالت آموزشی امری است که مدتها چالش برانگیز بوده است و با مجازی شدن آموزش، این مشکل خود را بیش از پیش نشان داد. از کسانی که گوشی هوشمند و ابزار مناسی برای شرکت در کلاسها را در اختیار نداشتند و روستاهایی که آنتن دهی دکل های مخابراتی در آنجا ضعیف بود و دسترسی به اینترنت وجود نداشت که بگذریم، دسترسی به اینترنت و سرعت و پهنای باند مناسب و کافی برای همه دانشجو ها حتی در شهر ها مقدور نبوده و اغلب کلاس ها تنها به صورت صوتی برگزار شده و همان هم با قطعی های پی در پی روبرو بود. در کنار نبود این زیرساخت های فنی، نبود دانش کافی برای استفاده از فناوری از سوی برخی اساتید و دانشجویان موجب اخلال در عملکرد و روند آموزش میشد. بدیهی است که عدم تعامل چهره به چهره حین آموزش و قطع و وصل شدن های مکرر حین تدریس باعث کاهش کیفیت آموزش و خستگی و کلافگی دانشجو و استاد میشد.
همچنین در کلاس حضوری تعامل مدرس یا دانشجو ها و گفتگو های صورت گرفته سریع تر و پیوسته بوده و تاثیر بیشتری بر فرایند آموزش میگذارد و علاوه بر تاثیر این تعامل بر یادگیری، عدم آگاهی اساتید از وضعیت فعالیت دانشجو و نگرفتن بازخورد مناسب، موجب ایجاد وضعیت تک­گویی با میکروفون در مدرس شده و قالب کلاس از تدریس، به رادیو تغییر میکند!
به غیر از مبحث آموزش مفاهیم درسی، نبود تعامل اجتماعی که قبلا افراد در محیط آموزشی با یکدیگر داشتند از معایب بالقوه آموزش مجازی است و آثار و نتایج خود را در بلند مدت، با شدت بیشتری نشان میدهد. تجربه­ی اضطراب روز اول مدرسه و به مرور اجتماعی شدن و دوست پیدا کردن در مدرسه و تعامل در زنگ های تفریح و حتی شکست‌هایی که فقط با حضور در بین همسن‌وسالان می‌شد تجربه‌شان کرد، موقعیتی­ است که احتمالا بیش از همه دانش آموزان سال اولی در مدارس آنرا از دست داده­اند و در آینده در زندگی اجتماعی و شغلی خود دچار مشکل شوند. غیر از آن در دانشگاه ها نیز عدم ارتباط و تعامل بین دانشجو ها موجب می­شود که افراد از دیدگاه ها و عقاید یکدیگر بی­خبر باشند و با موقعیت های اجتماعی و فرهنگی و علمی و شغلی جدید روبرو نشوند و توان انجام کارهای گروهی وجود نداشته و همین امر موجب خاموش شدن توان خلق ایده و نوآوری و فعالیت اجتماعی است.

همانقدر که کیفیت آموزش پایین آمد، از کیفیت امتحان ها نیز کاسته شد و دیگر نمرات نمیتوانستند معیار مناسبی برای سنجش یادگیری افراد باشند. چرا که دیگر نظارت بر آزمون ها وجود نداشته و تقلب و همکاری در آزمون دادن، امری بدیهی تلقی میشد. این را میتوان در میانگین نمرات دانشجویان پیش از دوران آموزش مجازی و پس از آن مشاهده کرد و ساده­لوحی است اگر فکر کنیم بهتر بودن آموزش موجب نمرات بهتر دانشجویان در این دوران بوده است. این سنجش­ها و آزمون­های بی کیفیت خود ضربه دیگری را به بدنه زخمی جامعه وارد میکند. مشکل کارشناسان بی­سواد و معضل بیکاری که پیش از این هم در این مورد، جامعه کم دچار مشکل نبود.

ما تا پیش از این هم از استفاده اعتیادگونه از فضای مجازی نگران بودیم و هنوز در اول راه این مشکل بودیم و تازه داشتیم مفاهیم اعتیاد به اینترنت و نوموفوبیا را تعریف میکردیم که دچار این وضعیت شدیم و همه مجبور به استفاده هرروزه و هر ساعته از این ابزارها شدیم و این در حالی است که تا پیش از این، همین ابزارها به عنوان یکی از عوامل مانع یادگیری صحیح شناخته میشد و حالا ما دانش آموزان و دانشجویانی را داریم که مجبور به استفاده از این ابزار ها هستند و باید برای هرکاری به صفحه نمایش خیره شوند.
آری! به نظر می­رسد انقلابی در تکامل انسان رخ داده است و در مرحله بعد، انسان رابطه تنگاتنگی با صفحه نمایش دارد.

 


- و من هنوز با نیم فاصله هایی که در وبلاگ بی فاصله میشند مشکل دارم.

آقای سین
۱۱ دی ۲۱:۳۵
حوصله م فقط تا اول خاطره بود
(وی مبتلا به مطالعه توییتری است)

پاسخ :

حالا اینجا زیاد چیزی هم از دست ندادی!
دختر پاییزی
۰۳ دی ۱۱:۵۵
موافقم واقعا هیچ چیز جای آموزش حضوری رو نمی گیره 👌

پاسخ :

فعلا که مجبوریم به استفاده از نبود ظرفیت ها
آبی غم‌رنگ
۲۵ آذر ۲۱:۵۲
با تمام مشکلات آموزش مجازی، من از دوستدارانشم. البته دلیل بخش عظیمی از این دوستداری هم به خود دانشگاه و رشته‌ام بر می‌گرده‌.

پاسخ :

اینکه رشته ات رو نگفتی یعنی دیگه نپرسم یا بپرسم تا بگی؟
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
روان پژوه و بدترین نویسنده این حوالی ام
دل به آفتابگردان دادم و
خاطرات بودنم را مینویسم
هرچه باعث شود بیاندیشم را دوست دارم
فرزند قرن چهاردهمم و
شطرنج را هم دوست دارم
yekidie